حیا؛ فصل سوم

فصل سوم: آثار حیا

آثار اعتقادی

انسان با صفاتی همچون حیا و آزرم محبوب و معشوق خداوند می گردد. همان گونه که پیامبر(ص) می فرمایند: (( خداوند، انسان با حیای بردبار توانگر پاکدامن را دوست می دارد و با انسان ناسزا گو، بد دهان و فقیر سمج، دشمن است.))

آثار اخلاقی

الف) حیا مبنای نظام اخلاقی

حیا نیز انگیزه ای است برای رعایت احکام اخلاقی. حیا عاملی است برای ممانعت از اعمال سوء و حتی بیشتر از آن عاملی است برای جلو گیری از موقعیت هایی که در آن فرصتی برای ارتکاب گناه به وجود می آید.

خلاصه آنکه در فرهنگ اسلامی، حیا احساسی است همچون احساس نگهبان حرم؛ حرمی که در صورت غفلت آلوده می شود.

ده صفت هستند که چه بسا در پسر یافت می شوند ولی در پدر وجود ندارند یا بالعکس یعنی جنبه ارثی ندارد، که به مکارم اخلاق معروفند. مانند صله ی ارحام، امانت داری ، راست گویی و در راس همه آنها حیا.

پیامبر(ص) فرمودند: (( من بر انگیخته شدم تا مکارم اخلاق را به اوج و تمامیت برسانم.))

و حضرت علی(ع) تمامیت کرم را به حیا دانسته اند و آن را نیکو ترین خصلت ها معرفی کرده اند.

ب) حیا از خود

حیا از خود به این معناست که آنقدر انسان برای خود ارزش و کرامت قائل شود که در خلوت خویش نیز خجالت بکشد مرتکب عمل نادرست شود.

در روایتی امیرالمومنین(ع) فرمودند: (( کسی که در خلوت کاری کند که آشکارا از انجام آن حیا می کند، خودش نزد او ارزشی ندارد.))

شاید این سوال مطرح باشد که چه زمانی حیا ی از خود  در انسان پدیدار می شود؟ در پاسخ باید گفت: هنگامی که عزت نفس در انسان نمایان گردد.

عباراتی همچون: (( این کار در شأن من نیست )) به شرطی که با اخلاص توأم باشد، مصداقی است که بیانگر حیای از خود می باشد.

ج) حیا، آزادی و کرامت

محور ارزش ها در غرب، آزادی است و در اسلام، کرامت. در غرب حاضر نیستند به هیچ وجه، آزادی را محدود کنند؛ اما اسلام در بعضی مواقع آزادی را به خاطر حفظ کرامت بشر محدود می کند.

یکی از نقاط کلیدی که ارزش های اسلامی را از ارزش های غربی جدا می کند، حیاست. حیا مرزی است که انسان آزادی خودش را محدود می کند تا کرامت او لکه دار نشود.

د) حیا و ادب

ادب و حیا درهای بسه را باز می کنند و بی ادبی درهای باز را می بندد. بر بی ادب راه بسته است. ادب، آمادگی و استحقاق می آورد.

هـ) حیا  وعفاف

حیا و عفاف از نظر معنا کمی باهم متفاوت هستند.

در حقیقت عفت و پاکدامنی همانند پرده آخری است که بواسطه ی دو پرده ی دیگر یعنی حجاب و حیا محافظت می شود. بدین معنا که ابتدا از حیا زن کاسته می شود، سپس حجاب او سست می گردد و نهایتا بی عفتی دامنگیرش می شود. در حدیثی آمده است: (( پیش درامد عفت و پاکدامنی، داشتن حیا است.)) لذا برای مهار غریزه جنسی موازنه میان حیا و شهوت، یا ختی برتری حیا بر شهوت لازم است و به همین خاطر است که حیا امیال را از شهوت جدا می کند و از منشأ بی عفتی که طغیان شهوت است، جلوگیری می نماید؛ چنانچه امام سجاد(ع) در دعاهای خود از خدا می خواست: (( امیال و خواسته هایمان را با حیایی همراه ساز که از شهوات منقطع شود.))

هویت و شخصیت خانواده آن چنان در  گرو پاکدامنی و عفت است که خداوند می فرماید: (( آنان که راهی برای ازدواج نمی یابند، عفاف و پاکدامنی پیشه سازند تا خداوند از فضل و رحمت خویش آنان را بی نیاز گرداند )).

جامعه ی سالم در دامان مادران پاکدامن و عفیف شکل می گیرد. چنان که در حدیث آمده است: (( خوشا به سعادت کسی که مادرش عفیف و پاکدامن باشد.)) رسول خدا(ص) بهترین زنان را، زنان پاکدامن می دانند.

زنان پاکدامن حتی در نگاه مردان بی بند و بار و چشم چران نیز مورد احترام هستند؛ چرا که عفاف، زینت زنان است و این مسأله رمز تأکید بر عفت و پاکدامنی زن است.

اوج رزش و شأن انسان پاکدامن حتی فراتر از مجاهد فی سبیل الله است. چنانکه در این سخن حضرت علی(ع) جلوه گر است: (( پاداش رزمنده ی شهید در راه خداوند بالاتر از پاداش انشان پاکدامنی نیست که توان انجام گناه را دارد، ولی خود را آلوده نمی سازد. انسان پاکدامن نزدیک است که فرشته ای از فرشتگان الهی گردد.))

برخی از آثار عفت و پاکدامنی عبارت است از: (( وقار، سخاوت، صبر، حیا، آرامش، سازش، ره یافتگی، نرم خویی، نظم و قناعت))، که در این بین حیا اولین قوه ی مندرج در عفت می باشد.

آثار دنیوی

الف) بر طرف شدن عیوب

کسی که اهل حیا باشد، صفات زشتش مخفی می ماند که بر طرف کردن آن نیز راحت تر است. هرچه انسان با حیا تر باشد، دیگران هم از بازگو کردن عیوب او خودداری می کنند.

ب) تسلط بر نفس

حیا در زمره ی مهار کننده ها و تنظیم کننده ها است و آن چه آن را برجسته تر از دیگر کنترل کننده ها می کند، این است که کنترل و تنظیم خود، نه بر پایه ی ترس است و نه بر پایه طمع. نوعی دیگر از خود تنظیمی که بر پایه ی کرامت خود و تجلیل خداوند و رعایت حرمت اوست، حیا نام دارد و می توان آن را از نوع آزادگی نامید.

ج) عامل بهره بری و کامیابی

امام صادق(ع) فرمودند: (( پنج چیز است که اگر در کسی نباشد، بهره ی زیادی در او نیست: دین و عقل و حیا و خوش اخلاقی و ادب.))

د) زینت بخش و آبروساز

پیامبر فرمودند: (( فحش و ناسزاگویی در هرچه باشد از ارزش آن می کاهد و حیا در هرچه باشد زینت بخش آن است.)) یکی از مؤثر ترین عوامل برای حفظ آبروی انسان حیاست.

هـ) خیر و سعادت

حیا سراسر خیر است و جز خیر ثمری ندارد. پیامبر(ص) فرمودند: (( تمامی حیا خیر است بیدن معنا که حیا انسان دیندار و بی دین را از زشتی ها باز می دارد و کانون تمامی زیبایی هاست.))

و) کانون زیبایی ها

به فرموده ی امام صادق(ع) اگر حیا نباشد، هیچ کار زیبایی انجام نمی شود و هیچ کار زشتی ترک نمی گردد.))

بی حیایی علاوه بر آنکه خود صفتی زشت است، سایر صفات زشت انسان را هم هویدا می کند. حیا به انسان زیبایی و جمال غیر قابل وصفی را ارزانی می کند. چنان شکوهی به انسان می بخشد که انسان جرأت خیره شدن به این افراد را پیدا نمی کند.

آثار اخروی حیا

الف) امیدواری

پیامبر(ص) فرمودند: (( به منافق تا وقتی که اهل حیاست، امیدوارم.))

ب) ایمنی روز قیامت

حضرت موسی(ع) از خدا سؤال کرد: جزا آن کسی که به خاطر حیای از تو، خیانت را ترک گوید چیست؟ خداوند فرمود: (( ای موسی جزای او ایمنی روز قیمت است.))

ج) پاکی از گناهان

کسی که با حیاست، در نامه اعمالش گناهی به  ثبت نمی رسد. در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: (( فرشته ای سمت راست تو قرار دارد که کارهای نیکت را می نویسد و فرشته ای سمت چپ تو قرار دارد که کار های بدت را می نویسد. هنگامی که کار نیکی انجام می دهی، فرشته سمت راست ده برابر برایت می نویسد و هنگامی که گناهی مرتکب شوی، فرشته ی سمت چپ به فرشته ی سمت راست می گوید: بنویسم؟ او جواب دهد؟ ممکن است توبه کند. این کار سه مرتبه تکرار می شود. پس از آن به او می گوید: بله بنویس. خدا مارا از دست او رها کند. چه بد همنشینی است و مراقبت و حیایش از خداوند کم است.))

کسی که با حیاست، زمانی گناه می کند که از یاد خدا غافل شده باشد. موقعی که ذهنش متوجه خدا گردد، دیگر گناهی از او سر نمی زند. اگر گناهی از او سر زد به یک باره  بیدار می شود و به خود می آید و حیای از خداوند در وجود او زنده و شرسار و خجلت زده می شود و همین شرمندگی و شرمساری توبه است.

د) حیا بهتر از هفتاد سال عبادت

امام صادق(ع) فرمودند: (( هر کس از حیا محروم باشد، سراسر پلیدی است، هر چند عابد و پارسا باشد و گامی برداشتن در ساحت های هیبت الهی همراه با حیا از خداوند، برتر از هفتاد سال عبادت است.))

 

پایان فصل سوم

/ 3 نظر / 6 بازدید
افسر سایبری موعود

سلام داداش این فصلش واقعا اموزنده بود حداقل برای من.مخصوصا بند (ب)که خیلی باهاش حال کردم. واقعا خسته نباشی منتظر فصل بعدیش هستم.[چشمک] یا علی[گل]

بشارت

سلام و غادب خیلی عالی بود فکر نمی کردم چنین مطلبی امروز روزیم بشه،خداخیرتون بده. فرمودید:در حدیثی آمده است: (( پیش درامد عفت و پاکدامنی، داشتن حیا است.))....برخی از آثار عفت و پاکدامنی عبارت است از: (( وقار، سخاوت، صبر، حیا، آرامش، سازش، ره یافتگی، نرم خویی، نظم و قناعت)) حیا مقدمه عفت یا عفت مقدمه حیا؟؟

بشارت

راستی یادم رفت بگم لطفا فصل بعد رو نوشتید من رو بی خبر نذارید،ممنون [لبخند]